به نام آن جمالی که جمیل است و کریمی که کرم دارد و آن بیتا که تا ندارد.
او که از من به من نزدیکتر و از من بر من رحیم تر است.همان وجودی که وجودم
از اوست و اگر نفسی هست برای رضای اوست،اگر توفیق حاصل گردد.
او که یارش انگیزه ی زیستن است و صفای دل عاشق.
دل آرام گیرد با او و روح سرکش رام شود با یاد او.دست می نهیم در دستش
و خواهانیم که رهنمایمان باشد و در همه حال و چراغی نمی یفروزد در آن راهی
که به خواست او گام می نهیم.چه اگر به بیراهه گام نهادیم سیر قهقرایی طی خواهد
و باید ناظر نزول آدمیت بود.پس کریما نگذار شرمنده ی درگاهت باشیم.
آمین.