تبليغاتX
قلب شیشه ای




به نام آن جمالی که جمیل است و کریمی که کرم دارد و آن بیتا که تا ندارد.

او که از من به من نزدیکتر و از من بر من رحیم تر است.همان وجودی که وجودم

از اوست و اگر نفسی هست برای رضای اوست،اگر توفیق حاصل گردد.

او که یارش انگیزه ی زیستن است و صفای دل عاشق.

دل آرام گیرد با او و روح سرکش رام شود با یاد او.دست می نهیم در دستش

و خواهانیم که رهنمایمان باشد و در همه حال و چراغی نمی یفروزد در آن راهی

که به خواست او گام می نهیم.چه اگر به بیراهه گام نهادیم سیر قهقرایی طی خواهد

و باید ناظر نزول آدمیت بود.پس کریما نگذار شرمنده ی درگاهت باشیم.

آمین.


+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 11:24 توسط رها |

می تراود مهتاب.
می درخشد شب تاب.
نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته ی چند خواب در چشم ترم می شکند.

Home
Email
Night Skin